محمد موسوى بجنوردى
54
علم اصول ( فارسى )
واجب را انجام دهم . اينجا امتثال مقدمات وجوديه داخل در خود اطاعت است . درست است كه آنجا گفتيم عقل هشدار مىدهد ، اما اينجا اينطور نيست . آنجا مفروض است كه مقدمه وجوديه است . اما اينجا نمىدانم با چه راهى مىتوان ثابت كرد كه واجب تعبدى بدون قصد قربت امرش ساقط و غرضش حاصل نمىشود . با حكم عقل مىخواهيد بر قصد قربت تحتّم بياوريد . ما اين را از كجا ثابت كنيم ، امرى از طرف شارع نيست . از طرف عقل هم فقط حكم اين است كه اطاعت كن . اما از چه چيزى اطاعت كنم ؟ از چيزى كه به آن امر نشده است . آيا مىشود از چيزى كه به من الزام نشده است اطاعت كنم ؟ آيا اگر بگويم از « اطع » است موضوع درست مىشود ؟ محال است « اطع » موضوع خود را كه « قصد قربت واجب است » درست كند . محال است كه حكم عقل به اطاعت ، وجوب قصد قربت را درست كند . اطاعت از وجوب قصد قربت متأخر است . بايد اول يك وجوب بر قصد قربت باشد تا اطع روى آن بيايد ، نه اينكه اطع موضوع خود را درست كند . بنابراين هيچ راهى براى تصحيح فرمايش مرحوم آخوند ( ره ) و هركس كه اين حرف را مىزند - چه از راه تحصيل غرض كه آخوند ( ره ) مىفرمايند ، چه از راه كيفيت اطاعت به حكم عقل - نيست . اگر قانونگذار نظر خاصى به قصد قربت دارد ( چون قصد امر و قربت از انقسامات ثانويه طبيعت است و خواستن آن به امر اول محال است ) مىتواند به امر دوم از من بخواهد كه قصد قربت داشته باشم . در نتيجه ، ابتدا امر اول را در مورد ذات طبيعت داريم . سپس امر دوم را به